السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

15

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

اما ، در مصادرى كه به اخبار سيف اعتنائى نكرده از او مطلب نگرفته‌اند ، آن داستانها و نقش‌آفرينان ، و قهرمانان و صحنه‌هاى ترسيم شده‌ى او ديده نمىشود ، از قبيل كتابهاى سيره ، و مؤلفات بلاذرى كه رويدادهاى مورد تعريف سيف در آنها ديده نمىشود ، و اخبار تحريف شدهء او ؛ از وقايع و رويدادهاى تاريخى ، در آنها به شكل ديگرى آمده كه با گفته‌هاى سيف سخت اختلاف دارند . طبرى نيز در اخبار و رويدادهاى تاريخى ، تنها به اخبار سيف بسنده نكرده اخبار متناقض با آنها را از ديگر منابع خبرى نقل كرده و به اين قبيل تناقضات اشاره هم كرده است . 2 - اسنادى كه سيف در روايات خود به دست داده است ، دليلى ديگر بر ساختگى بودن رواياتش مىباشد . چه ، آقاى عسكرى راويان سيف را مورد بررسى و شناسائى قرار داده ولى از بيشتر آنها نامى در كتابهاى رجال نيافته ، و همين امر موجب آن شده تا يقين كند كه اين دسته از راويان او نيز از مخلوقات خيالى او بوده و وجود خارجى نداشته‌اند . 3 - غالب جنگها و فتوحات مورد بحث سيف را سايه‌اى از خرافات و اوهام ، و رويدادهاى خارق العاده فرا گرفته است ، از قبيل سخن گفتن حيوانات با برخى از فرماندهان تميمى در جنگها كه به زبان عربى فصيح صورت گرفته است ! بديهى است كه اين چنين مطلبى را منطق علمى ، قاطعانه رد مىكند ، خواه سيف گفته باشد ، خواه كسى ديگر « 1 » .

--> ( 1 ) . وقوع معجزات و خوارق عادات از جانب پيامبران خدا به حكم تاريخ و روايات و احاديث امرى است مسلّم ، و در قرآن مجيد به پاره‌اى از آنها اشاره ، و بويژه از سخن گفتن حيوانات با ايشان بصراحت ياد شده است ، از آن جمله سخن گفتن مورچه است در سورهء ( نمل ) كه مىفرمايد : حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ؛ فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها . . . ( سوره نمل ؛ 18 و 19 ) . چون به بيابان مورچگان رسيد ، مورى فرياد برآورد كه اى موران به خانه‌هاى خود درآئيد تا مبادا سليمان و سپاهيانش نادانسته شما را پايمان كنند ؛ سليمان از گفتار او تبسم كرده به آهستگى - بخنديد . و هم در آن سوره ، گفت و شنود حضرت سليمان ( ع ) با ( هدهد ) چنين آغاز مىشود : وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ . تا آخر ( سوره نمل / 29 20 ) . - سليمان ( ع ) - از پرندگان سان ديد و متوجه شد كه ( هدهد ) حضور ندارد - پس گفت : چه شده است كه هدهد را نمىبينيم ، يا از فرمان سرپيچى كرده و غائب شده است ؟ ! به سختى او را تنبيه و يا اعدام مىكنم مگر اينكه - بر اين غيبت خود - دليلى قاطع بهمراه داشته باشد . ديرى نگذشت كه هدهد از راه رسيد - و گفت به چيزى دست يافته‌ام كه تو از آن بىخبرى ، - و در اين مورد - خبرى كاملا واقعى از - مملكت - سبا برايت آورده‌ام . . . تا آخر . بنابراين گمان نمىرود كه نظر نويسنده از بيان چنان مطلبى اين باشد كه چنين معجزات و كراماتى را از جانب پيامبران و اولياء پاك خدا نفى كرده باشد ؛ بلكه هدفش رد كردن آن قبيل افسانه‌ها بوده ، نه اخبار و احاديثى كه در مورد معجزات انبياء و اولياء آمده است . « مترجم »